تحلیل پیکربندی روایت و کانونی‌سازی در رمان پیکر فرهاد

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

چکیده

پیکر فرهاد یکی از آثار موفق نویسندۀ مشهور عباس معروفی است که پیکربندی روایت و نحوۀ ترکیب پی‌رفت‌های آن با سایر آثار ادبی متفاوت‌ است. شیوۀ معروفی در رمان پیکر فرهاد، واردشدن به دنیای نقاشی بوف کور و کنش‌بخشی به تصویرهای آن است. در این پژوهش، به تبیین توانش روایی و شیوۀ کنش‌بخشی نویسنده به این توانش پرداخته‌ایم تا مشخص‌شود توانش روایی براساس تابلو و تصویرهای نقاشی چگونه به کنش درمی‌آید و این تصویرهای کلامی به‌عنوانِ کانونی‌گر یا کانونی‌شده، چگونه در داستان شکل‌می‌گیرد؟ چه ارتباطی میان موضوع کانونی‌شده با کانونی‌گر وجوددارد و سبب استفادۀ نویسنده از این شیوۀ پیکربندی چیست و چه معانی ایدئولوژیکی در این شکل خاص از روایت بیان‌می‌شود؟ نویسنده به جای مرد راوی در بوف کور، روایت را از زبان تصویر قلمدان نقل‌کرده‌است تا بتواند صدای زنان را برجسته‌کند و از دریچۀ چشم زن، به زن و مرد و رابطۀ آنان در موقعیت معاصر نگاه‌کند. در سنت فرهنگی ما همواره از نگاه مردان به روایت زن پرداخته‌اند اما در این رمان، زن تابلوی نقاشی، شخصیت- کانونی‌گر داستان است تا بتواند موقعیت و مسائل زنان را از دریچۀ چشم زن بنگرد. این رمان سعی‌دارد زن را از شیء‌شدگی و ابژه‌بودن دربیاورد و او را فاعل سرنوشت خود کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Analyzing narrative configuration and focalization in the novel of Peikar-e Farhad

نویسندگان [English]

  • Teymoor Malmir 1
  • Shahla Naseri 2
1 Professor of Persian Language and Literature, Faculty of Language and Literature, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran
2 Ph.D. student of Persian Language and Literature, Faculty of Language and Literature, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran
چکیده [English]

Peikar-e Farhad, which is among the successful works of the famous writer Maroufi, uses a narrative configuration and a kind of relationship between its several subplots, which are different from other literary works. Maroufi’s method in this novel, is to enter the world of the painting in Hedayat’s The Blind Owl and give action to its images.In this research, we have explained the narrative competence and the writer's way of acting on this competence to determine how the narrative competence is activated based on the painting, and how these verbal images are formed in the story as focalizer or focalized.What is the relationship between the focalized subject and the focalizer, and what is the reason for the author's use of this configuration method, and what ideological meanings are expressed in this particular form of narration? Instead of a male narrator in The Blind Owl, the author has narrated the narrative from the viewpoint of the image on the pen case in order to highlight the woman's voice and to provide a woman’s view on the relationship between men and women in the contemporary world. In our cultural tradition,women have always been narrated from men's eyes,but in this novel, the woman in the painting is the focal character of the story so that she can look at the situation and issues of women through the lens of a woman's eyes.This novel tries to liberate the woman from being an object and make her the subject of her own story and destiny.

کلیدواژه‌ها [English]

  • "narrative configuration"
  • "image activation"
  • "female narration"